در تعریفوتمجید و معالجه جهل مرکب مینویسد: «جهل مرکب یعنی کسی چیزی را نداند یا این که بر خلاف واقع بداند اما تصور نماید که حق را یافته میباشد. در فیض نمیداند و نمیداند که نمیداند و این وضعیت از بدترین رذایل میباشد و برطرف کردن آن در غایت رنج میباشد. انگیزه این رذیله یک سری چیز میباشد مثلا کجسلیقگی و کجفرضی و شایسته ترین درمان دراین حالت آن میباشد که فردِ در گیر را وادار به تلاوت علم ها ریاضی مانند هندسه و اکانت معلم خصوصی ریاضی در اصفهان کنند».[6]
علامه حسن زاده آملی نیز میفرمایند: «دانش به مقررات حسابی و قواعد مسایل عددی در تقویت نفس انسانی از اعاظم وسائل میباشد. به خصوص دانش هندسه که در تعدیل و روزنگار ذهن و تفکر و مداد و ذکر تأثیری به سزا دارااست. حکما و فلاسفه گران قدر گفتهاند: چهت نیل به معرفت حقایق شی ها اندیشه را می بایست به علم ها ریاضی ورزش بخشید».[7]
«آرى علم ها ریاضى براى حكیم مانند خطکش براى خطاط میباشد. همچنان كه خط کش، مولف را از كجى و بىنظمى در كتابت حروف، و انحراف سطور، مراقبت مینماید، علم ها ریاضى نیز فكر را از نادرست و کجی و انحراف گشوده مىداراهستند و به آن استقامت و میانه روی مىدهند. چون كه مسائل آن مبتنى بر قواعد اختلال ناپذیر میباشد و هیچ مسامحه و سهل وآسانانگارى در آن ها رویه ندارد و با تقریب و تخمین صحیح نمىگردد. چنانچه اگر اندك نادرست و غفلت در اِعمال مقررات آن صورت دهد از سود فرسنگها به دور مىگردد و از وصال به غرض گشوده مىماند. آدمهاى ورزیده در علم ها ریاضى مالک رأیى صائب، و نظرى ثاقب، و كمگوى و گزیدهگوى و دیرگوى و نكوگوى مىشوند[8]».
از اینرو علم ها ریاضی منجر می گردند که ذهن طالب حقایق الهی، منظّم و منطقی تربیت گردد تا به راحتی بتواند ادله کند و نیز برای کشف گونه های نادرستها در ادلههای خویش و دیگر افراد قادر خواهد شد. این فواید قادر است غرض فراگیرنده ریاضی در نگاه الهی باشد.
در کتاب مهرتابان، یادنامه علامه طباطبایی آمده میباشد: «آیتالله علامه طباطبایی در دانش اعداد و اکانت جُمَل به ابجد و راههای متفاوت آن، مهارتی تعجب آور داشتند. در جبر و رویارویی و هندسه فضایی و مسطحه و اکانت استدلالی سهمی بسزا داشتند و در هیئت قدیم معلم بودند؛ به اساسای که به سادگی میتوانستند دستیابی روزنگار نمایند. وی علم ها ریاضی را در نجف اشرف نزد آقا سید ابوالقاسم خوانساری که از ریاضیدانهای دارای اسم و رسم بعد از ظهر بود فراگرفته بودند. مرحوم حکیم بادکوبهای به وی عنایتی خاص داشته میباشد و برای تقویت استدلال و برهان، وی را دستور نموده است که علم ها ریاضی را دنبال نمایند[9]».
ولی شرط مهم برای آنکه غرض فرد از اعمال هر عمل خیر مثلا تعلیم ریاضی، الهی باشد آن میباشد که رضای پروردگار و خوشبختی اخروی را در حیث بگیرد وگرنه به صرف آن که غرض وی ورزش ذهن یا این که تعدیل درنگ و ذوق و سلیقه باشد برای الهی بودن کفاف نمیدهد.
در تعریفوتمجید و معالجه جهل مرکب مینویسد: «جهل مرکب یعنی کسی چیزی را نداند یا این که بر خلاف واقع بداند اما تصور نماید که حق را یافته میباشد. در فیض نمیداند و نمیداند که نمیداند و این وضعیت از بدترین رذایل میباشد و برطرف کردن آن در غایت رنج میباشد. انگیزه این رذیله یک سری چیز میباشد مثلا کجسلیقگی و کجفرضی و شایسته ترین درمان دراین حالت آن میباشد که فردِ در گیر را وادار به تلاوت علم ها ریاضی مانند هندسه و اکانت معلم خصوصی ریاضی در اصفهان کنند».[6]
علامه حسن زاده آملی نیز میفرمایند: «دانش به مقررات حسابی و قواعد مسایل عددی در تقویت نفس انسانی از اعاظم وسائل میباشد. به خصوص دانش هندسه که در تعدیل و روزنگار ذهن و تفکر و مداد و ذکر تأثیری به سزا دارااست. حکما و فلاسفه گران قدر گفتهاند: چهت نیل به معرفت حقایق شی ها اندیشه را می بایست به علم ها ریاضی ورزش بخشید».[7]
«آرى علم ها ریاضى براى حكیم مانند خطکش براى خطاط میباشد. همچنان كه خط کش، مولف را از كجى و بىنظمى در كتابت حروف، و انحراف سطور، مراقبت مینماید، علم ها ریاضى نیز فكر را از نادرست و کجی و انحراف گشوده مىداراهستند و به آن استقامت و میانه روی مىدهند. چون كه مسائل آن مبتنى بر قواعد اختلال ناپذیر میباشد و هیچ مسامحه و سهل وآسانانگارى در آن ها رویه ندارد و با تقریب و تخمین صحیح نمىگردد. چنانچه اگر اندك نادرست و غفلت در اِعمال مقررات آن صورت دهد از سود فرسنگها به دور مىگردد و از وصال به غرض گشوده مىماند. آدمهاى ورزیده در علم ها ریاضى مالک رأیى صائب، و نظرى ثاقب، و كمگوى و گزیدهگوى و دیرگوى و نكوگوى مىشوند[8]».
از اینرو علم ها ریاضی منجر می گردند که ذهن طالب حقایق الهی، منظّم و منطقی تربیت گردد تا به راحتی بتواند ادله کند و نیز برای کشف گونه های نادرستها در ادلههای خویش و دیگر افراد قادر خواهد شد. این فواید قادر است غرض فراگیرنده ریاضی در نگاه الهی باشد.
در کتاب مهرتابان، یادنامه علامه طباطبایی آمده میباشد: «آیتالله علامه طباطبایی در دانش اعداد و اکانت جُمَل به ابجد و راههای متفاوت آن، مهارتی تعجب آور داشتند. در جبر و رویارویی و هندسه فضایی و مسطحه و اکانت استدلالی سهمی بسزا داشتند و در هیئت قدیم معلم بودند؛ به اساسای که به سادگی میتوانستند دستیابی روزنگار نمایند. وی علم ها ریاضی را در نجف اشرف نزد آقا سید ابوالقاسم خوانساری که از ریاضیدانهای دارای اسم و رسم بعد از ظهر بود فراگرفته بودند. مرحوم حکیم بادکوبهای به وی عنایتی خاص داشته میباشد و برای تقویت استدلال و برهان، وی را دستور نموده است که علم ها ریاضی را دنبال نمایند[9]».
ولی شرط مهم برای آنکه غرض فرد از اعمال هر عمل خیر مثلا تعلیم ریاضی، الهی باشد آن میباشد که رضای پروردگار و خوشبختی اخروی را در حیث بگیرد وگرنه به صرف آن که غرض وی ورزش ذهن یا این که تعدیل درنگ و ذوق و سلیقه باشد برای الهی بودن کفاف نمیدهد.

برای یادگیری موثرتر عالی است